جنگ انقلابی بحران امپریالیستی را تشدید میکند

مارکس بینالملل
عملیات نظامی مشترک ایالات متحده و ارتش اسرائیل (IDF) علیه ایران در 28 فوریه 2026، به یک جنگ انقلابی تبدیل شده است. با ادامه تجاوز، علیرغم پیشبینی امپریالیسم مبنی بر پایان یافتن آن در عرض چند روز، این جنگ به نبردی بین جبهه ضدانقلابی رهبر امپریالیسم جهانی، ایالات متحده، و مجری آن اسرائیل علیه ملتها، خلقها و شبهنظامیان خاورمیانه تبدیل شده است. اکنون، بیش از یک ماه پس از حمله، عملیات «خشم حماسی» را میتوان یک شکست دانست و ایالات متحده و اسرائیل در حال تحمل شکست هستند.
ایران با حملات موشکی و پهپادی در سراسر منطقه خلیج فارس پاسخ داده و اهدافی را در اسرائیل، بحرین، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی هدف قرار داده است. تنگه هرمز که یک پنجم نفت جهان از آن عبور میکند، بسته شده و قیمت نفت را به ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسانده است. دونالد ترامپ و نتانیاهو معتقد بودند که مداخله نظامی مانند قدم زدن در پارک خواهد بود و چند روز برای پیروزی کافی است. اما با گذشت روزها، آنها متوجه شدند که اقداماتشان شبیه به اقدامات یک "آتش نشان دیوانه " است که سعی میکند آتش را با بنزین خاموش کند، زیرا آنها آتش بزرگتری را در خاورمیانه و جهان شعلهور کرده بودند.
در نتیجهی برخورد عملیات پنتاگون با خیزش انقلابی که منطقه را فرا گرفته است، ارتش ایالات متحده بیش از ۳۰۰ تلفات رسمی را متحمل شده است، هرچند این تعداد ممکن است بیشتر باشد، و همچنین تعداد مشابهی برای نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF). ایالات متحده در حال تجربه حملاتی به تمام داراییهای خود در خاورمیانه است و این نبرد به لبنان گسترش مییابد، جایی که ارتش اسرائیل در حال نبرد با جنگ چریکی حزبالله است که باعث تلفات سنگین تجهیزات و پرسنل برای اسرائیل میشود. این نبرد همچنین به یمن گسترش مییابد، جایی که شبهنظامیان حوثی حمله به اسرائیل را آغاز کردهاند، و به عراق، جایی که شبهنظامیانی مانند مقاومت اسلامی در عراق، جیش الغضب و سرایا اولیاء الدم تاکنون ۴۱ حمله پهپادی و موشکی علیه پایگاههای امپریالیستی در عراق و بحرین انجام دادهاند.
در سوریه، پایگاههای نظامی ایالات متحده در قصرک مورد حمله قرار گرفتهاند. به ندرت در تاریخ شاهد بودهایم که پایگاههای نظامی، سفارتخانهها و داراییهای مالی امپریالیسم، آنطور که امروز شاهد آن هستیم، همزمان در سراسر منطقه خاورمیانه مورد حمله قرار گیرند. ویرانیهایی که مردم ایران متحمل شدهاند بسیار زیاد است؛ تعداد کل سربازان و غیرنظامیانی که در نتیجه بمباران شهرها و شهرستانها توسط امپریالیسم، با هدف تضعیف دو شاخه نظامی کشور، کشته شدهاند، از ۳۰۰۰ نفر فراتر رفته است. ایران ارتش منظم خود، ارتش جمهوری اسلامی، را دارد که بزرگترین نیروی نظامی با تقریباً ۳۵۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰۰ پرسنل است. از سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) یا پاسداران، که در مجموع ۱۹۰ تا ۲۰۰ هزار پرسنل دارد، از الیگارشی و بورژوازی تشکیل شده است که شاخههای اصلی تولید، تجارت و صنعت را در کشور در اختیار دارند و قلب رژیم تئوکراتیک است، علاوه بر این، نیروی قدس را که عملیات خارج از کشور را انجام میدهد و اطلاعات نظامی را با بین ۷۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ عضو کنترل میکند.
در عوض، با طولانی شدن و گسترش جنگ انقلابی، بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سرمایهداری امپریالیستی جهانی تشدید میشود. ما مارکسیستها از پیروزی ایران و خلقهای خاورمیانه، شکست نظامی امپریالیسم و اسرائیل و سرنگونی دیکتاتوری آیتاللهها در ایران حمایت میکنیم. ما در کنار مردم ایران هستیم که در چندین انقلاب فوریه مکرر علیه دولتهای سرمایهداری مذهبی و سلطنتهای نفتی که با تجاوز امپریالیستی همکاری میکنند، مبارزه کردهاند. ما شکی نداریم که بسیج و تلاشهای مردم علیه تجاوز امپریالیستی، کل فرآیند انقلابی در منطقه را تقویت کرده و مبارزه برای سرنگونی این دیکتاتوریهای سرمایهداری را تسهیل میکند.
جنگ انقلابی جبهه ضدانقلاب جهانی را دچار تفرقه میکند
جنگ انقلابی بحرانی را در جبهه ضدانقلاب جهانی برانگیخته است. دونالد ترامپ از سایر کشورهای امپریالیستی خواست تا از اقدام علیه ایران حمایت کنند، اما کشورهای امپریالیستی مانند آلمان، ژاپن، کانادا، فرانسه و انگلستان از پیوستن به این حمله خودداری کردهاند. حتی دولتهایی مانند دولت ملونی در ایتالیا و دولت سانچز در اسپانیا از ارائه پایگاههای خود برای حملات خودداری کردهاند. شروع حملات بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد، بحرانی را در ناتو و سازمان ملل متحد برانگیخته است که نشان دهنده شکاف در جبهه امپریالیستی است.
بحران سیاسی امپریالیستی ، «نظریه جدایی» را که فرض میکند جهان به سمت جنگ جهانی سوم بین ایالات متحده و چین پیش میرود، دفن میکند - نظریهای که توسط ۹۹٪ از چپهای جهانی پذیرفته شده و کاملاً نادرست است. اگر این درست بود، چین و روسیه قبلاً به ایران پیوسته بودند که شکست ایالات متحده و اسرائیل را تسریع میکرد، اما پوتین و شی جین پینگ هیچ اقدامی برای دفاع از ایران نکردهاند و اجازه میدهند تجاوز امپریالیستی ادامه یابد. دلیل این امر این است که طبقات حاکم آنها از امتیاز الیگارشیهای سرمایهدارانهای برخوردارند که بر کلانشهرهای بسیار وابسته به سرمایه امپریالیستی و کاملاً ناتوان از مقابله با آن حکومت میکنند. آنچه ما شاهد آن هستیم، به هیچ وجه مسیری به سوی جنگ جهانی سوم نیست، مسیری است که در ۲۰ سال گذشته شاهد آن بودهایم: جنگ بین انقلاب و ضد انقلاب.
در کنار بحران سیاسی جبهه ضدانقلاب، بحران دولت دونالد ترامپ، سردمدار امپریالیسم جهانی، در حال آشکار شدن است. پس از شکست او از بسیج مردمی آمریکا که مداخله ICE در مینه سوتا را خنثی کرد، ترامپ در محاصره بسیج گسترده مردم آمریکا علیه دولتش تحت جنبش "بدون پادشاه"، همراه با موجی از اعتصابات کارگری و چشمانداز شکست انتخاباتی خردکننده در فاصله چند ماه مانده به انتخابات میاندورهای، قرار گرفته است . ترامپ این حمله را بدون اعلام جنگ از سوی کنگره ایالات متحده آغاز کرد و در محاصره تورم فزاینده، موج اعتصابات طبقه کارگر آمریکا، سقوط حمایت مردمی از دولتش و بحران جهانی رو به وخامت سرمایهداری قرار گرفت.
ترامپ در تلاشی برای معکوس کردن فروپاشی و شکست اجتنابناپذیر سیاستهایش، حملهای ناامیدانه علیه ایران آغاز کرد. اما حمله به ایران صرفاً به دلیل بحران دولت امپریالیستی ترامپ نیست، بلکه به دلیل بحران در اسرائیل نیز هست، که اظهارات اخیر یائیر لاپید، نخست وزیر سابق، که هشدارهای ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل را تکرار کرد و گفت: «ارتش اسرائیل در آستانه فروپاشی داخلی است»، گواه این مدعاست. زمیر با این استدلال که ارتش اسرائیل نمیتواند در برابر چنین ماجراجویی نظامی مقاومت کند، از حمله به غزه خودداری کرد و این اظهارات را که در جلسه کابینه امنیتی اسرائیل بیان کرده بود، در رسانهها منتشر کرد، همانطور که میتوانید با کلیک کردن اینجا بخوانید.
میلیونها اسرائیلی در حال ترک اسرائیل هستند. مقامات اسرائیلی اعلام کردهاند که کارمندان شرکتهای دولتی به مشاغل خود باز نخواهند گشت. مهاجرت دستهجمعی شهرکنشینان و شهروندان در جریان است . « سپر آهنین» معروف در حال شکست است. بمبها بر سر تلآویو فرود میآیند و چندین شهر و محله کمکم به غزه شباهت پیدا میکنند. جمعیت برای فرار از بمبارانها، روزی پنج بار به پناهگاههای زیرزمینی میروند و عملاً در آنها زندگی میکنند. یک میلیون نفر از شهرهای شمال اسرائیل آواره شدهاند. اقتصاد ورشکسته است. اوراق قرضه اسرائیل، اوراق قرضه بیارزش تلقی میشوند و سرمایهگذاریها از بین رفتهاند. با گذشت هر روز، اسرائیل بیشتر به یک کشور در حال فروپاشی تبدیل میشود و شعار «نابودی کشور اسرائیل» دیگر صرفاً تبلیغاتی نیست و به واقعیت تبدیل میشود. ترامپ برای «نجات» اسرائیل، ایران را بمباران میکند و به دنبال متحد کردن مردم است زیرا میداند که اکثر اسرائیلیها از ایران متنفرند، اما این اقدام فاجعهبار است و به جای نجات اسرائیل، جنگ انقلابی آن را بیشتر غرق میکند. در کنار بحران اسرائیل، بحران سیاسی جهانی امپریالیسم رو به وخامت است.
جنگ انقلابی بحران جهانی سرمایهداری را تشدید میکند
اسرائیل در نتیجه ضربه وحشیانهای که از انتفاضه سوم فلسطین دریافت کرد، به این وضعیت رسیده است. چپ جهانی وجود انتفاضه سوم را انکار کرده است، اما واقعیتها غیرقابل انکار هستند: اسرائیل به دلیل جنگ چریکی شهری که توسط شبهنظامیان فلسطینی در غزه به راه افتاد، بیش از ۸۰ هزار تلفات نیروی دفاعی اسرائیل را متحمل شد و تلاش اسرائیل برای تصرف غزه چنان شکست سختی خورد که دونالد ترامپ مجبور شد برای نجات اسرائیل، توافق آتشبس را تحمیل کند. اما اکنون، جنگ انقلابی نه تنها بحران اسرائیل را تشدید میکند، بلکه از نظر شکل و محتوا، کمکم به انتفاضه سوم فلسطین شباهت پیدا میکند.
پیش از آغاز جنگ انقلابی، سرمایهداری با وضعیت وخیمی از شش بحران ترکیبی، یک «طوفان تمامعیار» واقعی که از فروپاشی آن پدیدار شده بود، روبرو بود، همانطور که میتوانید با کلیک کردن اینجا بخوانید. اما جنگ انقلابی همه این روندهای بحرانی را تشدید میکند و منجر به رکود تورمی، ورشکستگی شرکتها، سقوط ارزهای دیجیتال و بحرانها در چین و ژاپن میشود. در بیش از یک ماه از آغاز جنگ انقلابی، بازارهای سهام در سراسر جهان سقوط کردهاند و وال استریت بیش از ۴.۵ تریلیون دلار از دست داده است. مقامات اقتصادی مجبور شدهاند کنترل سرمایه را بر مؤسسات وامدهنده خصوصی که تریلیونها دلار را به عنوان «بانکداری سایه» مدیریت میکنند، اعمال کنند. این مؤسسات متعلق به شرکتهای بزرگ سرمایهداری جهانی هستند که بر اقتصاد جهانی تسلط دارند.
در همین حال، هزینههای نظامی پنتاگون به شدت در حال افزایش است، زیرا جنگی را بر اساس حملات موشکی بنا نهاده است. دونالد ترامپ تهدید به حمله زمینی میکند، اما واقعیت این است که امپریالیسم به دلیل شکستی که در حمله به عراق متحمل شد، بیش از 20 سال است که قادر به حمله به هیچ جایی نبوده است، چرا که این شکست پنتاگون را در بحران کامل قرار داد. ایران با استفاده از پهپادهای ارزان قیمت به بمباران پاسخ میدهد، همان تاکتیکی که اوکراین علیه پوتین استفاده میکند، در حالی که سیستمهای پیشرفته ایالات متحده و اسرائیل بسیار گران هستند، با توجه به اینکه استقرار یک موشک پاتریوت 5 میلیون دلار هزینه دارد، که به معنای هزینه روزانه 2 میلیارد دلار برای امپریالیسم ایالات متحده است. وزیر دفاع هگزت درخواستی را به کنگره ارائه داد تا 200 میلیارد دلار هزینه کند، که باید هزینههای اسرائیل را نیز به آن اضافه کرد.
در همین حال، به گزارش اکونومیست در ماه مارس، قیمت نفت و گاز به طرز چشمگیری افزایش یافت و اقتصاد جهانی را به سمت رکود جهانی سوق داد. انسداد تنگه هرمز، که در باریکترین نقطه خود تنها ۳۸ کیلومتر عرض دارد، هزینههای بیمه نفتکشهای سرگردان در خلیج فارس را به بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار رسانده است که منجر به از کار افتادن ۱۵ میلیون بشکه نفت خام در روز - معادل ۱۵٪ از تولید جهانی - و ۴ میلیون بشکه فرآوردههای نفتی در روز برای تجارت جهانی شده است.
مسیر دیگری که آنها میتوانستند برای انتقال نفت از آن استفاده کنند ، دریای سرخ است، اما این مسیر تحت کنترل شبهنظامیان حوثی قرار گرفته است. پیامدهای کمبود نفت نه تنها بر بخش انرژی، بلکه بر کودهای مصنوعی، تولید مواد غذایی، فرآوری فلزات، تولید نیمههادیها و صنعت حمل و نقل نیز تأثیر میگذارد. هر چه این مشکلات عرضه بیشتر ادامه یابد، قطعیتر است که زنجیرههای تأمین جهانی نیز مختل شوند. به عبارت دیگر، جنگ انقلابی، بحران جهانی سرمایهداری و امپریالیسم را تشدید و تشدید میکند.
برای پیروزی ایران و خلقهای خاورمیانه! مرگ بر آیتاللهها! سلاح برای شبهنظامیان!
نود و نه درصد از چپهای جهان سیاستی صلحطلبانه برای جنگ انقلابی دارند. شعارهای آنها این است: «تجاوز را متوقف کنید»، «برای صلح»، «حملات را متوقف کنید» - سیاستی که انگار متعلق به سازمان ملل و مقامات امپریالیستی است. در بحبوحه جنگ انقلابی، شعار «صلح» فقط در ایالات متحده و اسرائیل، کشورهای متجاوز، انقلابی است، زیرا علیه دولتهای آنها است. اما در بقیه جهان، هر شعار «آتشبس» تا آنجا که امپریالیسم دائماً به مردم خاورمیانه حمله میکند، ارتجاعی است. بنابراین، وظیفه مارکسیستها است که اسلحه به دست بگیرند و از پیروزی ایران و مردم خاورمیانه حمایت کنند. شعارهای ما این است: «برای شکست نظامی امپریالیسم و اسرائیل»، «سلاح برای شبهنظامیان خاورمیانه!» و در عین حال، ما از سرنگونی دیکتاتوری آیتاللهها در ایران حمایت میکنیم، زیرا مبارزه علیه امپریالیسم، مبارزه علیه همه دولتهای سرمایهداری و الیگارشیها در خاورمیانه را تقویت میکند.
ما در کنار مردم ایران که علیه حکومت مذهبی سرمایهداری آیتاللهها میجنگند، ایستادهایم. «آزادی تجمع و بسیج برای مردم ایران!» «حق کامل اسلحه و بسیج برای مردم!» ما میدانیم که بسیج و تلاشهای مردم علیه تجاوز امپریالیستی، کل فرآیند انقلابی در منطقه را تقویت کرده و مبارزه برای سرنگونی این دیکتاتوریهای سرمایهداری را تسهیل میکند. ما از شما دعوت میکنیم تا به این کمپین مارکس بینالملل برای پیروزی جنگ انقلابی در مسیر سوسیالیسم جهانی بپیوندید.




